بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

بخش هفدهم

خواجهٔ میرفت سر افراخته
بود در ره مبرزی پرداخته

بینی آنجا باستین محکم گرفت
دامن دراعه را در هم گرفت

بود مجنونی مگر در پیش راه
گفت بینی می مگیر اینجایگاه

کاین نجاست زود زود ای بیخبر
پیش تو آرند وگویندت بخور

میمگیر امروز ازو بینی فراز
زانکه این هم خوش خوری فردا بناز

آنچه فردا قوت عشرت باشدت
زو چرا امروز نفرت باشدت

ای میان خون و خلط آغشتگان
معدهٔ خود کرده گور کشتگان

گاه همچون سگ زهم می بردرند
گه چو گرگان میکشند ومیخورند

نعمتی طاهر نجاست میکنند
وآنگهی عزم ریاست میکنند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}