غزل 556 | خوشا آن دل که سرگرم غمِ جانانهای باشد
خوشا آن دل که سرگرم غمِ جانانهای باشد
ز شور عشق او بر هر زبان افسانهای باشد
محبت هر دلی را قابل الفت نمیداند
تجلی کی چراغافروز هر پروانهای باشد
ز دریای محبت ره به ساحل میبرد شوقی
که بر دوش خطر همچون حبابش خانهای باشد
حریفی قابل صاف محبت میتواند شد
که بر کف از شکست خاطرش پیمانهای باشد
دل ساغر بر ما با کسی صافی است در عالم
که چون خُم خوشنشین گوشهٔ میخانهای باشد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}