غزل 623 | مستی ز شور لعل تو هشیار میشود
مستی ز شور لعل تو هشیار میشود
خواب از خیال چشم تو بیدار میشود
حیرانیی به طالع نظاره دیدهام
دل پیشتر ز دیده خبر دار میشود
میزان کار خلق بود پله فنا
هرکس به قدر بار سبکبار میشود
دام نگاه گرم تو صیاد وحشت است
صیدی کزو رمید گرفتار میشود
بیزلف او به ناله چو زنجیر نارساست
عمری که صرف سبحه و زنار میشود
یک صبحدم به روی تو گر دیده واکند
آیینه یک چمن گل بیخار میشود
طفلان به کعبه سنگ برند ارمغان اسیر
دیوانهای که قافلهسالار میشود
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}