غزل 706 | بر دلم آغوش صلح کل گشاید جنگ عشق
بر دلم آغوش صلح کل گشاید جنگ عشق
شیشه ای دارم که گلبازی کند با سنگ عشق
راز پنهان عندلیب باغ رسوایی مباد
رنگ بر رخساره ما بشکفد نیرنگ عشق
رتبه عاشق بلند از پایه افتادگی است
خاکساری سایبان گردید بر اورنگ عشق
پاک بینی را غبارم درس حیرت می دهد
دارم از آیینه دل در نظر فرهنگ عشق
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}