قطعه 45 | به فرمان دارای ایران که بودش
به فرمان دارای ایران که بودش
به کف تیغ رستم، به سر تاج خسرو
کَرَمرَسم، سلطانِ جمشید پایه؛
کریم اسم، خاقانِ خورشید پرتو
شهِ زند، کز نام او زنده ماند؛
جهان کو به داد و دهش کرد مملو
کنون بندد اندر میان رشتهٔ در
کسی کو نبودش به کف خوشهٔ جو
یکی مسجد آراست از لطف ایزد
به شیراز کافگند بر نُه فلک ضو
چه مسجد، که سودی، گر امروز بودی؛
به خاکش لبِ جم، رخِ کی، سرِ زو
مگو هست زین گونه مسجد به گیتی
وگر دیگری گویدت هست، مشنو
پی ضبط تاریخ آن سال فرخ
فتادند دانشوران در تک و دو
رقم کرد کلکِ گهر سلکِ آذر:
«به شیراز وا شد درِ کعبهٔ نو»
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}