اسیر شهرستانی

غزل 206 | عشق تو چراغ دل هر خام نگردد

عشق تو چراغ دل هر خام نگردد

صیدی است خیالت که به کس رام نگردد

خواهم که بر افتد ز جهان رسم وفا هم

تا هیچ زبان محرم آن نام نگردد

بیدل شد اسیر و اثر عشق تو باقی است

کیفیت می در گرو جام نگردد