اسیر شهرستانی

غزل 214 | نوبهار آمد که رسوایی به زهد ما بخندد

نوبهار آمد که رسوایی به زهد ما بخندد

غنچه صد برگ عیش از سایه صهبا بخندد

بیدل ما در گلستان وفا کی می‌تواند

شبنمی پنهان بگرید غنچه‌ای رسوا بخندد