سام میرزا صفوی — صحیفهٔ اول در ذکر سلاطین
19 گفتار · 112 بیت
گفتارها
- شعر 1 | لمؤلف
- شعر 2 | شاهزاده جوانبخت کثیرالافضال و کامگار خجسته اطوار بی نظیر و همال بوده است و اوقات فرخنده ساعاتش به نیل امانی و آمال و خلاصه حیات خجسته مآلش بالتذاذ حظوظات نفسانی معروف بودطبعی بغایت
- شعر 3 | ذات مستجمع الصفاتش گوهریست که از تربیت اشعه آفتاب جهانتاب در مشیمه کان عنایت ابدی پرورده شده و نهاد کثیر الاستعدادش در شب افروزیست که در جوف صدف تأییدات سرمدی پرورش یافته شرح استعد
- شعر 4 | والی گیلان و لاهیجان مصرع گلبن انبته الله نباتا حسنا گلدسته بوستان لطافت و صفا بصفت تهور و شجاعت و شیوه بذل و سخاوت از اقران در پیش و در اضایت انوار رشادت و نجابت از اخوان بیش بو
- شعر 5 | پادشاه عدل گستر و شهریار رعیت پرور بود بهار ایام دولتش چون ایام بهار خرم و خوش خرمی ایام سلطنتش مانند هنگام خرمی دور از غم و و بیغش بی تکلف مدح گستری بدانچه او موفق شده کم پادشاهی
- شعر 6 | ولد نجیب سلطان مذکور است با علو طبع و هنرپروری در افواه و السنه مشهور الحق شهزاده ای عالیمقدار و شهریار کامگار بود در سخاوت گدای او حاتم در شجاعت ثالث اسفندیار و رستم اما چه فایده
- شعر 7 | او نیز از جمله اولاد و امجاد آن سرور ارباب سداد است بقوت بازو و شوکت و شجاعت و پیل تنی سرور ارباب جدل و عنا بود قدرت بازوی او در کمانداری تا بحدی بود که اگر کمان رستم بدستش افتادی
- شعر 8 | او نیز از جمله پسران آن سلطان گیتی نشانست در فنون فضایل و کمالات غریب و در صنوف آداب و خصایل ادیب همواره همت بلند بر کسب کمال می گماشت اما در عنفوان شباب دست از صحبت شیخ و شاب باز
- شعر 9 | ولد خلف و در صدف بدیع الزمان میرزاست و در حسن و ملاحت نادره ی دوران و طراوت عذارش غیرت گلبرگ طری و لوامع رخسار خورشید آثارش رشک قمر و مشتری از رفتار قامت رعنایش سرو سهی پای در گل و
- شعر 10 | از دودمان کثیر الاحسان امیر تیمور کورگانست و نسب او بدین موجب است با بربن شیخ بن سلطان ابوسعید بن میرانشاه بن امیر تیمور مذکورست صیت سخاوت و شجاعت او بگوش اقاصی و اعالی رسیده و خو
- شعر 11 | همایون بن بابر پادشاه پادشاهی است که بکثرت فضیلت و هنر پروری از اساتین سلاطین روزگار منفرد بود و بوفور سخاوت و فرط معدلت و دادگستری از عظمای خواقین منفرد در فن حکمت خصوصا ریاضی ثال
- شعر 12 | از اولاد امجاد بابرمیرزاست در زمان سلطنت همایون پادشاه بعضی از اوقات حکومت قندهار باو تعلق داشت در محلی که پادشاه مذکور از ولایت بکر بسرحد آلکای آن برادر رسید نسبت بدان برادر یوسف
- شعر 13 | یعقوب بن حسن بیک بن ملک حسن را شاهی و آسمان جمال را ماهی ولد امیر حسن بیک بن علی بن قراعثمان است آن طایفه را آق قویونلو گویند و چنانکه در کتب تواریخ مسطور است اجداد ایشان در زمان ا
- شعر 14 | سلیم بن سلطان بایزید بن سلطان محمد بن سلطان مراد بن غازی خواندگار بن ایلدرم بایزید بن اوزخان بن عثمان بن اردوغزل از جمله سلاطین آفاق است که بدقت رای و کثرت حزم و قلت رحم و حرص جهان
- شعر 15 | ولد رشید سلطان سلیم است و بکثرت سپاه و حشم و غلبه عساکر و خدم بصفت و حشر سلیمان و جنوده من الجن موصوف در ایام او اکثر فرنگ بحیطه تصرف او در آمده و کمند تسخیر بر کنگره ی اغلب قلاع
- شعر 16 | شیبک بن براق خان بن ابوالخیرخان نسب او منتهی میشود به اوزبک خان بن طغرلجه بن نقوقا آن بن ماقری بن جوجی خان بن چنگیز خان و اینکه بچند واسطه به چنگیز خان میرسدازکتب متقدمین و متأخرین
- شعر 17 | برادرزاده ی شیبک خان مذکور است و او بغایت سفاک و بیرحم و بی باک بوده مصرع جز جور و ظلم پیشه آن بدکنش نبود بغیر از عداوت آل رسول الله علیه و آله و سلم نظر بر اندیشه دیگر نمیگماشت
- شعر 18 | چند سال سلطنت شهر لار تعلق بدو داشت پادشاهی خوش طبع کامگار و سروری شجاع و چابک سوار بود در کمانداری و شکار اندازی روح بهرام گور از او منفعل و در استعمال نیزه و شمشیر صد چون گیو و پ
- شعر 19 | حسین بن شاه بیک بن امیر ذوالفنون ارغون امیر ذوالنون یکی از امرای معتبر سلطان حسین بود و حکومت قندهار تعلق باو میداشت و بعد از او شاهی بیگ چند روز در آن ولایت علم ایالت برافراشت آخر
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}