شعر 106 | سوم موبد چنان زد داستانی
سوم موبد چنان زد داستانی
که با گرگی گله رانَد شُبانی
رباید گوسفندی گرگِ خونخوار
در آویزد شبان با او به پیکار
کشد گرگ از یکی سو تا تواند
ز دیگر سو شبان تا وارهاند
چو گرگ افزون بوَد در چارهسازی
شبان را کرد باید خرقهبازی
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}