غزل 274 | جوهر ناز چو از تیغ نگاهش ریزد
جوهر ناز چو از تیغ نگاهش ریزد
رنگ خونریزی من چشم سیاهش ریزد
کاکلش نیست که افشان شده تا موی کمر
رنگ سودای مرا طرف کلاهش ریزد
دیده ام دام تماشا ی نگاهش باشد
مژه از لخت دل آیینه به راهش ریزد
می مکد عشق سویدای دل یار مرا
رنگ پروانه ی جان شعله ی آهش ریزد
شمع گریان مرا شبنم اشک از رخسار
گل خورشید به دامان نگاهش ریزد
بس که کاهیده عشق است چو گوهر از تار
پیچ و تاب دلم از زلف سیاهش ریزد
هر که می در قدحم ریخت چو اوراق خزان
نورس از فرد عمل حرف گناهش ریزد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}