شمارهٔ ۳۰ - تتبع میر امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

وه که در وقت گلم زان گل رخسار جدا
گل جدا آتش من نیز کند خار جدا

از جدایی من و یار ابر ز تأثیر بهار
من جدا گریه کنان ابر جدا یار جدا

چه فراق است که جانان چو جدا گشت ز من
دل ز جان گشت جدا جان ز تن زار جدا

آن پری پیکر ازین خسته جدایی طلبد
همچو جان کو شود از پیکر بیمار جدا

در و دیوار ز هم گشت جدا بس که زدم
سر جدا بر در آن کوی و به دیوار جدا

ساقیا داروی بیهوشیم افکن در می
که نباید به دلم هوش ز دلدار جدا

فانیا جام فنا نوش درین دیر اگر
بی‌خودی خواهی از آن دلبر خمار جدا