شمارهٔ ۷۴ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

از رفتن یارم بود آشوب قیامت
یارب مبرش جایی و دارش به سلامت

در هجر تو افتد به سرم انجم و گردون
ای شام فراق تو مرا روز قیامت

ای ساکن جنت گل اگر بر سر طوبی
مرئی نشدت بین سوی آن عارض و قامت

ای شیخ ریاضت کش اگر جانب رندان
تشریف نیاری بودت محض کرامت

هر دم ز خیال تو به خون در سخن افتم
گو عقل برو کاین ز جنون است علامت

چون بود تو نابود شد از برق تو ای دل
چه سود کنون از مژه باران ندامت

دل ز اندوه دوران همه اطراف جهان گشت
در گوشه میخانه شدش جای اقامت

بی وجد می ار شیخ درآمد به خرابات
گو خرقه و سجاده گرو کن به غرامت

فانی چو شدی جرعه کش حافظ و جامی
جمشید گدایی کند از جرعه جامت