شمارهٔ ۱۳۵ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

آن بیوفا چه شد که نظر سوی ما کند
وعده کند وفا و به وعده وفا کند

آنکاو ز جور مغبچگان در شکایت است
باید به پیر دیر مغان التجا کند

شوخی که التفات به سوی شهان نکرد
با من که مست و رند و گدایم کجا کند

ساقی که بعد عمری اگر داردم شراب
من ناگرفته جام وی از کف رها کند

هر چ آیدت به پیش چو بی اختیار تست
درویش با که شکوه ز چون و چرا کند

عشاق را ز بهر دل خویش رحم کرد
شاید بدین غریب ز بهر خدا کند

می ده که جرم ما به دو صد زاری و نیاز
زان زهد که به شیخ به عجب و ریا کند

روحم بکوی دوست شد و نیستش علاج
مرغی که سوی گلشن اصلی هوا کند

فانی که خواست ملک بقا فتح گرددش
نبود عجب که میل به دشت فنا کند