شمارهٔ ۱۵۷ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

ای خوش آنانکه سحر دامن یاری گیرند
قدح باده پی دفع خماری گیرند

رفعت پیر مغان بین که فلک را به نجوم
ز آتش غیرت او دود شراری گیرند

خاک آن شاه و شانم که گه کشتن خلق
ترک صد خون ز فغان دل زاری گیرند

ما به رندی چو علم بر در میخانه زدیم
نه که ارباب نصیحت پی کاری گیرند

اول آنست که رندان ز جهان دامن خویش
در نوردند ولی دامن یاری گیرند

گفتمش جان ز پی بوسه ای گیرند بتان
زیر لب خندزنان گفت که آری گیرند!

خلق زیر فلک آن روز بگیرند قرار
فانیا کز روش افلاک قراری گیرند