شمارهٔ ۱۶۴ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

گدای دیر ز شاه زمان چه غم دارد
که از سفال خرابات جام جم دارد

منش به تهمت رندی جزا دهم بر عکس
به زهدم آنکه درین دیر متهم دارد

ردای سرخ ز می بر سر عصا بندم
گدا که غرقه به می شد چنین علم دارد

نظر به کعبه مقصود باشدم از دیر
چرا که روزنه ای جانب حرم دارد

بیا به میکده و غمگساری از می بین
اگر دلت ز جفای زمانه غم دارد

نشانی از دهنش یابد آنکه چون فانی
هوای نیستی اندر ره عدم دارد