شمارهٔ ۱۷۷ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

اگر به میکده ام یکشب انجمن باشد
چراغ انجمن آن به که یار من باشد

چه میل باغ کنم با وجود قد و رخش
که صد فراغتم از سرو و یاسمن باشد

ز زلف پرشکنش صید دل چسان برهد
که صد کمند بلا زیر هر شکن باشد

شهید عشق تو از خاک چون برآرد سر
چو لاله غرق می و داغ بر کفن باشد

ز روضه دیر مغان آرزو کنم در حشر
غریب را دل محزون سوی وطن باشد

کجاست می که بشوید ز لوح خاطر پاک
گرت ز محنت دوران دو صد سخن باشد

اگر به دشت فنا خاک ره شود فانی
به باد سوی تواش میل آمدن باشد