شمارهٔ ۲۰۳ - مخترع امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

اگر چه نیست امید وصال او هرگز
ولی نبوده دلم بی خیال او هرگز

مگو به مثل ویی دل ده و ازو وا ره
نبود و نیست ز خوبان مثال او هرگز

چنانکه لازم بحرست نقطه گاه رقم
نشد ز دیده برون نقش خال او هرگز

اگر چه قد تو بیرون ز اعتدالم گشت
کم و زیاده نشد اعتدال او هرگز

ملالت دل من بین و باده ده که جز این
نبوده واقع رنج و ملال او هرگز

ز درد هجر تو فانی فتاده بی حالست
چه شد که پرسه نکردی ز حال او هرگز