شمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزان امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

بگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدم
بگفتمش که بده جام می دمست و قدم

ردا بروی تغار می است و شعله آه
مراست کشور رندی کنون به طبل و علم

درم درم که شده داغ من به سجاده ده
چه سود چون نشود رهن می به نیم درم

مبین به توبه ام ای پیر دیر و جامم ده
ز من اگر یکی آید تو باش اهل کرم

حدیث دوست برندان بگوی نی به ملک
که اهل عشق بود سر عشق را محرم

عمارت دل ویران ریش فانی اگر
ز لای باده کنی هم گل است هم مرهم