شمارهٔ ۲۳۲ - تتبع شیخ امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

به دو چشم یار اسیرم که همی زنند تیرم
به من غریب رحمی که به کافران اسیرم

چو بکوی و قد او شیفته ام اگر چه واعظ
دهدم ز روضه و حور فسانه کی پذیرم

اجلم رقیب و عمرم شده آن لب روان بخش
نه از آن بود گریزم نه ازین بود گریزم

من از آرزوی آن تیغ هلاک و او کشد غیر
بکشید جای آنست ز غیرت ار نمیرم

به من از تو جور ناید به کجا رسد وصالت
که ترا جناب عالی من زار بس حقیرم

چو به میهمانم آیی کشم آه و نیم جانی
که جزین متاع نبود ز قلیل و از کثیرم

پی یک نظر به کوی تو درآمدم چو فانی
نظری نهفته گه گه تو ز حال وامگیرم