شمارهٔ ۲۵۶ - در طور مخدوم امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

من هلاک از هجر و آن مه دلستان دیگران
زنده بودن کی توان ممکن به جان دیگران

حال خود را کی بود خود عرضه دارم زان که هست
اعتمادم بیش بر شرح و بیان دیگران

باشدم صد گونه تهمت وه که رنجورند خلق
از زبان خویشتن من از زبان دیگران

آزمون دیگران را تیغ بیدادم زنی
دیگر سوزی ز بهر امتحان دیگران

دیگران مقبول و من مردود کز قسم ازل
محنت آمد زان من عشرت ازان دیگران

دیگران را وصل و من جویای قد و عارضش
عشق سرو و گلم از بوستان دیگران

کام جان یابد ز وصلت دیگران فانی نکوست
گر برون آیی پی قتل از میان دیگران