شمارهٔ ۲۷۲ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

ای که گشتی سوی میخانه به رندان پیرو
وجه می گر نبود جان گرو و جامه گرو

در خیالات خط سبز کمان ابروی خویش
«مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو»

بی‌خود افتادم و بازم چو به هوش آمد دل
«یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو»

خانه دل ز غم گردش گردون تیره است
آفتاب می اگر بفکند آنجا پرتو

ای دل آواز مغنی شنو آنگه واعظ
گرچه فریاد کند گوش بگیر و مشنو

ای که از ناز کله گوشه حسنت بشکست
از شکست دگرش یاد کن و غره مشو

فانیا با خودی خویش به جانان نرسی
خودی از خویش جدا افکن و بی‌خویش برو