شمارهٔ ۲۷۶ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی | کتاب غزلیات

گر حکم قتلم فرمود دلخواه
جان مژده دادم الحمدلله

ای شیخ جاهل در دیر و اهل
ما را که نبود سوی حرم راه

ساقی مستم می ده به دستم
کز توبه ام شد بودن به اکراه

آورده بلبل افسانه گل
مائیم و صد آه از هجر آن ماه

ما را براندند و آخر بخواندند
زهاد عاقل رندان آگاه

ای شیخ سرکش پاکی زهر غش
بادا پناهت پاکان درگاه

نبود به فانی زهد نهانی
رندست و عاشق والله بالله