اوحدالدین کرمانی

شعر 163 | تا برد به غارت غمت از من دل و دین

تا برد به غارت غمت از من دل و دین

با هیچ کسم نه مهر مانده است نه کین

دنیا و دلی داشتم و جان و تنی

هر چار تو داری زکه ترسم پس ازین