اوحدالدین کرمانی

شعر 164 | ای دل طلب یار به مشتاقی کن

ای دل طلب یار به مشتاقی کن

وز بادهٔ نیستی دمی ساقی کن

خواهی که کمال معرفت دریابی

یک لحظه از آن خویش در باقی کن