اوحدالدین کرمانی

شعر 215 | از قرب بعید شوق باید بودن

از قرب بعید شوق باید بودن

پیوسته ملازم تو شاید بودن

لکن به خلاف آنچ رفته است قلم

از دست من و تو برنیاید بودن