اوحدالدین کرمانی

شعر 226 | حکمی که ازو چاره نباشد پرهیز

حکمی که ازو چاره نباشد پرهیز

فرموده و امر کرده از وی بگریز

وانگه به میان امر و نهیش عاجز

درمانده جهانیان که کژدار و مریز