اوحدالدین کرمانی

شعر 67 | دل دوش دم نامتناهی می زد

دل دوش دم نامتناهی می زد

وزکتم عدم نوبت شادی می زد

گر زحمت آب و گل نبودی به میان

بی واسطه دل دم الهی می زد