اوحدالدین کرمانی

شعر 68 | از دفتر عشق حرف می خوان و مگو

از دفتر عشق حرف می خوان و مگو

مرکب زپی قافله می ران و مگو

خواهی که دل و دین به سلامت ماند

می بین و مکن ظاهر و می دان و مگو