اوحدالدین کرمانی

شعر 89 | چون رفت ز روز عمر من آب ای دل

چون رفت ز روز عمر من آب ای دل

زین بیش مگو به لهو بشتاب ای دل

از دست برفت عمر دریاب ای دل

ور مرده نئی درآی از خواب ای دل