اوحدالدین کرمانی

شعر 107 | هر لحظه زدست غم به جان آید دل

هر لحظه زدست غم به جان آید دل

در خوردن غم هیچ نیاساید دل

گفتم که زدیده است دل را تشویش

دیده چه کند تاش نفرماید دل