اوحدالدین کرمانی

شعر 108 | چندانک دلم جان کند اندر سر و کار

چندانک دلم جان کند اندر سر و کار

هرگز نشود به وصل کس برخوردار

جوهر دارد دل من وزآن خوانند

عشّاق جهان دل مرا جوهر دار