اوحدالدین کرمانی

شعر 121 | اندر طلب وصل تو ای سرو روان

اندر طلب وصل تو ای سرو روان

انگشت نمای خلق و رسوای جهان

کامی زلبت ندیده وانگه ما را

در هر دهنی فتاده بینی چو زبان