اوحدالدین کرمانی

شعر 122 | اندر طلبت گرچه به سر می پویم

اندر طلبت گرچه به سر می پویم

رخساره به خوناب جگر می شویم

چون در نگرم تو با منی من غلطم

سررشتهٔ خود جای دگر می جویم