اوحدالدین کرمانی

شعر 189 | در عالم فقر ار سر هر پر هوسی

در عالم فقر ار سر هر پر هوسی

سرمست همی دوند هر نیک و خسی

در فهم فرو شدند از وهم بسی

وز وهم نیامده است در فهم کسی