اوحدالدین کرمانی

شعر 66 | خواهی که نیفتی زفراقش به بلا

خواهی که نیفتی زفراقش به بلا

یاری بطلب کزو نمانی تو جدا

آن قدر یقین بدان که یارت نبود

آن کاو بود امروز نباشد فردا