اوحدالدین کرمانی

شعر 104 | دنیا که جوی وفا ندارد در پوست

دنیا که جوی وفا ندارد در پوست

هر لحظه هزار مغز سرگشتهٔ اوست

چندین که خدای دشمنش می دارد

گر دشمن حق نئی چرا داری دوست