اوحدالدین کرمانی

شعر 43 | از دل خبری دیدهٔ غمّاز آورد

از دل خبری دیدهٔ غمّاز آورد

واندوه زساز رفته ام باز آورد

نادیده دلم زفتنه ها ایمن بود

عشق آمد و باز فتنه ها باز آورد