اوحدالدین کرمانی

شعر 45 | عشّاق به جان و دل غمت درگیرند

عشّاق به جان و دل غمت درگیرند

آن روز مباد کز تو دل برگیرند

گویند که زندگی بود از پس مرگ

آن زندگی آن است که پیشت میرند