اوحدالدین کرمانی

شعر 109 | گفتم که ره عشق مگر می دانم

گفتم که ره عشق مگر می دانم

سرگردانم همین قدر می دانم

از غایت سرگشتگی اندر ره تو

من کافرم از پای زسر می دانم