اوحدالدین کرمانی

شعر 138 | ای عشق تو مایهٔ جنون دل من

ای عشق تو مایهٔ جنون دل من

حسن رخ تو ریخته خون دل من

من دانم و دل که در وصالت چونم

کس را چه خبر زاندرون دل من