اوحدالدین کرمانی

شعر 168 | عشق تو به پیدا و نهانم کشتَه

عشق تو به پیدا و نهانم کشتَه

سودای تو بی نام و نشانم کشتَه

برخیره نیم من اینچنین کشتهٔ تو

چیزی به تو دیده ام از آنم کشته