اوحدالدین کرمانی

شعر 242 | تا مهر تو در سینه نهان است مرا

تا مهر تو در سینه نهان است مرا

سیلاب زدیدگان روان است مرا

در هجر تو ای قبلهٔ جان و دل من

این تیر قدم همچو کمان است مرا