اوحدالدین کرمانی

شعر 22 | فریاد که آن سرو چمن می خسبد

فریاد که آن سرو چمن می خسبد

وآن راحت جان انجمن می خسبد

آن بخت من است از آنک خواب آلود است

غمگینم از آنک بخت من می خسبد