اوحدالدین کرمانی

شعر 28 | تا آتش رخسار تو را دود نبود

تا آتش رخسار تو را دود نبود

روزیم به بوسه ای نبودم خشنود

اکنون که شد از آتش رویت پردود

بسیار پشیمان شوی و نبود سود