اوحدالدین کرمانی

شعر 30 | آن قوم که راه بین فتادند و شدند

آن قوم که راه بین فتادند و شدند

کس را ز یقین نشان ندادند و شدند

آن بند که هیچ کس ندانست گشود

یک بند دگر برو نهادند و شدند