اوحدالدین کرمانی

شعر 36 | گر هیچ سوی زلف تو راهی باشد

گر هیچ سوی زلف تو راهی باشد

هر تار به دست دادخواهی باشد

جز زلف و رخت هیچ سالی ندهد

یک شب که درازتر زماهی باشد