غزل 583 | ای ز روی تو ماه چارده کم
ای ز روی تو ماه چارده کم
قیمت یوسف از تو هفده درم
خاک پای مسافران درت
تاج فرق مجاوران حرم
سربلندی نیافت در ره تو
هر که ننهاد سر به زیر قدم
سر نپیچم ز خط فرمانت
گر نهی تیغ بر سرم چو قلم
بر تو سوز دل نشد روشن
تا نزد آتشم ز سینه علم
کرمت قتل ما تقاضا کرد
مگذر ای جان ز مقتضای کرم
شد ز شوق دهان تو جامی
آرزومند تنگنای عدم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}