غزل 632 | ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیم
ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیم
به جست و جوی تو در کوه و در شتابانیم
بماند راحله سعی ما خوش آن ساعت
که در حریم وصالت شتر بخوابانیم
چو ذره گرچه حقیریم رخ متاب از ما
که بر سپهر وفا آفتاب تابانیم
حواله دگران ساز رطل های گران
که ما ز ساغر لعلت تنک شرابانیم
به برج ما چو مه چارده شدی طالع
ز قدر و منزلت امشب فلک جنابانیم
شراب و نقل به ارباب بزم و عشرت ده
که ما به آتش حرمان جگرکبابانیم
حدیث روضه مکن جامی این نه بس ما را
که در سواد هری ساکن خیابانیم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}