غزل 344 | از در صومعه آن به که قدم بازکشیم
از در صومعه آن به که قدم بازکشیم
خرقه ها در نظر شاهد طناز کشیم
چند ناخوش منشان بر سر ما ناز کنند
نازنینی به کف آریم و زو ناز کشیم
سرکه کردیم بسی پیش ریا کیشان پست
در ته پای یکی سرو سرافراز کشیم
هر چه مخزون نهانخانه صدق است و نیاز
در ره مغبچه خانه براندازکشیم
عشق بازیم به زیبا صنمی پاک سرشت
به که بازیچه این چرخ دغاباز کشیم
مطربی گر ندهد دست سوی باغ رویم
باده بر نغمه مرغان نواساز کشیم
هست قحط می و شاهد به خراسان جامی
خیز تا رخت به محروسه شیراز کشیم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}