قطعه 106 | ای بزرگی که دست نعمت تو
ای بزرگی که دست نعمت تو
هست بر نام نیک سر پوشم
تو پسندی که من درین حضرت
همه کرباس مختصر پوشم
چه بهانه نهم سخای ترا
که ازین گونه جامه در پوشم
غم من جز تو کس نخواهد خورد
گر همه سال آستر پوشم
گفتم از خدمتت چو قوس قزح
حله بالای یکدگر پوشم
کی گمان بودم اینکه همچون ابر
آب نبتی شو دز بر پوشم
آرزو میکند تنم که در او
خلعت خاص تو مگر پوشم
میتوانم بزر خرید ولیک
نه چنان بایدم که در پوشم؟
زشت باشد که من سراسر عمر
پیش تو جامه بزر پوشم
تو بده ورنه زان دیگر کس
بخدا و رسول اگر پوشم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}